تبليغاتX

كد موسيقي براي وبلاگ

ستاره ای در کویر

ستاره ای در کویر

معرفی فعالیتهای کانون پرورش فکر ی کودکان و نوجوانان میامی

حدس بزنین

 

 

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک.

دیروز بعد از ظهر برای آقای مقنی تولد گرفتیم تولد چهل و سه سالگی .

تمامی اعضای نوجوان مرکز رو دعوت کردیم. خیلی خوش گذشت.

از همه جالب تر اینکه کیک تولد مرغک کانون بود.

خیلی قشنگ شده بود میدونین موقع برش کیک خیلی واهمه داشتیم سر مرغک

رو برش بزنیم یکی از بالهای اون رو ببریم..................

نتیجه این شد .............. بماند.

کلی کادو  ُ شیرینی ُ شکوفه .و..............................اووووووووووو

جای همه خالی شاید به این بهونه تونسته باشیم جبران زحمات چندین ساله ایشون رو بکنیم البته میدونیم نمیشه مهم اینکه آقای مقنی بدونه سرور کانون ماست.

 

اینم عکسهای خیلی قشنگ

نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 11:3 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

همزمان با ۲۴آبان وشروع هفته کتاب وکتابخوانی این مرکز برنامه های خاصی را اجرا کرد که بدین ترتیب میباشند:

 

۱.عضویت رایگان تعداد۳۰نفر

۲.تقدیر از اعضای کتابخوان مرکز(از هر گروه سنی یک نفر)

آقای ابراهیم اصغریان با امانت تعداد۶۵کتاب. نوجوان پسر

آقای محمد منصوری با امانت تعداد۱۳۰کتاب.کودک پسر

خانم فاطمه قیاسی با امانت تعداد۶۸کتاب.نوجوان دختر

خانم مریم گران با  امانت۱۲۶ تعدادکتاب.کودک دختر

۳.اجرای برنامه های فرهنگی مثل مسابقه .

۴.معرفی کتابهای کم خواننده

۵.نمایشگاه وفروش کتاب وسرگرمی(باهماهنگی مدارس)

۶. مسابقه کتابسازی

اینم یکسری از عکسای مربوط به این هفته

نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 15:41 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

در حجم نم گرفته ی جغرافیای کار

آنک جوان پاک و غریبی ست

فرزند روستا

نا آشنا به آهن و سیمان

وابسته ی صراحت صحرا

دل بسته ی صداقت گندم زار

چندی ست کز پی نانی بخور نمیر

دل کنده از صفای شب دشت او تا به حال

بسیار بار پاییز را ز گارسه کنده ست

گسترده است باغ و بهار و بنفشه را...........................................

.............................................................

شعر خیلی زیبایی است اگه دوست دارین تا آخر بخونین مراجعه کنین به کتاب گزیده ادبیات  معاصر ( جواد محقق)

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 14:56 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

 

عید غدیر خم
«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )
در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 15:9 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

سالیان سال است که ما منتظر آمدن گاز به شهرمان هستیم .تااز دست نفت ودوده وبخاری های نفتی راحت شویم .از سال گذشته است که این نعمت خدادادی به شهرماهم رسیده وامسال مرکز ماهم از این نعمت برخوردار شده ولی هنوز که هنوز است ما برای گرم کردن خودمان از چراغ نفتی استفاده می کنیم یا اینکه در حیاط مرکز آتش روشن می کنیم .

واینکه چرا؟بماند..... آبرو داری می کنیم.....

لازم به ذکر است که بدانید ما یگر نمی توانیم حتی همان نفت راهم تهیه کنیم چون مرکز گاز رسانی شده وکارت نفت نیز تحویل داده شده است.

به نظر شما ما باید تا چه موقع منتظربمانیم تا بخاری های گازی از سمنان برسد؟

((به قول معروف چشممان را کلاغ کور کرد بس که به در دوخته شد.))

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:53 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

توی یه روز سرد پاییزی هم رفتن به پارک حال وهوای خودشو داره.بچه های ادبی با کلی ذوق وعلاقه به همراه مربی خودشون به پارک رفتند تا پدیده های قشنگ خداوند رو جور دیگر ببینند نه از جنس نگاههای همیشگی.

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:35 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

امروز مربی ادبی مرکز تصمیم گرفت برای اینکه حس بویایی وبینایی بچه ها رو تقویت کرده باشه اونا روبه سوپری محل ببره تا هم به هدفش رسیده باشه وهم یه خاطره موندگار براشون ساخته باشه.

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 11:25 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

برای شروع کلاس تکنیک گواش  وکار با اعضا آموزش را با یک بازی شروع کردیم تا اعضا از این کار لذت ببرند.

کلاس در فضای مرکز برگزار شد .بعد از تهیه رنگ در یک ظرف مسطح از اعضا خواسته شد ا کف کفش خود را روی رنگ گذاشته وبعد روی کاغذ بگذارند .نقشهای خیلی قشنگی روی کاغذها چاپ میشد.بچه ها باکارچاپ آشنا شدند.

.

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 16:5 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

یکی از برنامه های پیشنهادی مرکزمون برای هفته کتاب وکتابخوانی کتابسازی بود.ماهم از بچه ها خواستیم تا یکی از کتابهایی رو که به امانت میبرن رو خلاصه نویسی کنند وبعد به سلیقه خودشون کتاب درست کنند.کارهای بچه ها از هفته قبل شروع شده بعضی ها کتاباشونو با( پر) درست میکنند بعضی ها با (فوم) بعضی با(گونی) و...خلاصه انواع واقسام کارها وسلیقه ها دیده میشه.

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 15:38 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |

اعضای باسلیقه مرکزمون با فلزات کاردستی های خیلی قشنگی درست کردند .بد نیست شما هم اونا روببینید.

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 15:32 توسط مربیان فرهنگی مرکز| |


آخرين مطالب
» یک روز قشنگ در مرکز برای جبران زحمات آقای مقنی.
» برنامه های هفته کتاب وکتابخوانی در مرکز میامی
» احساس یک رضایت بی مرز
» عید غدیر خم مبارک
» چشممان را کلاغ کور کرد.....
» اعضای ادبی درپارک
» به چقدر خوراکیهای خوشمزه
» چاپ بافتها
» کتابسازی
» کاردستی

Design By : RoozGozar.com